خرید بک لینک
چه کسی گمان میکرد تصویر بی نظیر آلفرد یعقوب زاده از یک نوجوان مغموم و محجوب،آن هم با قدمتی قریب به سی سال
حالا و بعد از سالها که درکتابهای درسی خاک میخورد ،خودش شروع یک ماجرا باشد
ماجرایی که بیشتر شبیه یک افسانه است
که مادرها همیشه یک پای ثابت افسانه ها هستند
حالا دیگر این داستانِ ناتمام، انتهایِ خودش را پیدا کرده
یک لبخند
چند تکه استخوان
و آخرین نفسهای مادر



برای حسن جنگجو
و حالا برای مادرش...

برچسب: نویسنده: لیلا امینی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 8:02

شاید تمام دلخوشی شان همین آخر هفته هایی باشد که قرار است با خرید یک بلیط پنج هزارتومانی،مسابقه ی تیم محبوبشان را به تماشا بنشینند.شاید یک شوتِ از راه دور،یک موقعیتِ تک به تک،یک ضربه ی پنالتی،یک آفساید نادرست یا حتی یک گل به خودی،ذره ای سرگرمشان کند تادامه مطلب

برچسب: تماشاگرنما, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 8:02

جناب آقای دکتر...!ریاست سازمان نظام پزشکی!از دولت فخیمه ای که حضرتعالی عضو کوچک و دست نشانده ای از مجوعه یِ آن هستید انتظار نمی رود که جز از روی غرور،گستاخی و وقاحت سخن بگوید... تعجبی ندارد که جان مردم،امور درمانی شان و یا حتی مرگشان را تعبیرِ به "کاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا امینی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 8:02

کیارستمیِ بزرگ

باد ما را خواهد برد که همچون "کاه"،بی مقدار زیستن را خوش داشتیم..



برچسب: نویسنده: لیلا امینی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 8:02

حالا چند صباحی است که یقین کرده ام آخر همه ی نوشته هایم مرگ استمرگی که مرا با خود به گورستان فراموشی می برد و یحتمل آنچه می ماند همین خط خطی های باری به هرجهت است هرگز به چنین پایان بی رحمانه ای علاقه نشان نداده ام بی تفاوتی آدمها عذابم میدهد،هزار هزادامه مطلب

برچسب: گورستان,فراموشی, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: دوشنبه 8 آبان 1396 ساعت: 8:02

. برایِ آدمهایی که بی رحمیِ زمانه و فرودهای هولناکش، همچون دل رحمی و فراز هایِ دلنشین اش، جدی نیست... این فیلم،موسیقیِ متن ماندگارش و بازیِ قرص و محکمِ کیسی افلک، یک بغضِ فرو خفته است. برای همه دردهای لاعلاجِ تاریخ برای همه ی صبوریها و همه ی روزهای خوشی که نیامد، یا اگر هم آمد دوام و قوامی نیافت... ادامه مطلب

برچسب: منچستر,کنارِ,دریا, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:31

خانه ی مادربزرگ در حال تماشای مستند "سلامی دیگر" برای بهروز وثوقی که در غربت روزگار میگذراند،از ایران یک پاکت سیگارِ بهمن هدیه آورده... مادربزرگ تا او را در قاب تلویزیون میبیند،میشناسد و میگوید: این شکیباییه که توی "خانه ی سبز" بازی میکرد،یادش به خیر! و ادامه میدهد:مایی که تا حالا از نزدیک ندیده بودیمش،چقد ناراحت شدیم از خبر فوتش،بیچاره خونوادش... در حالیکه تلویزیون دارد مراسم خاکسپاری او را پخش ادامه مطلب

برچسب: هامون, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:31

ما وارثانِ ژنهایِ خوب و برتر نبودیم،که اگر بودیم دغدغه ی مان هنوز که هنوز است یک جرعه آب و یک لقمه نان نبود و صدالبته که هشتمان هم گرویِ نُهمان نبود ما وارثان ژنهایِ خوب و برتر نبودیم، که اگر بودیم،چهره هایمان عبوس و ابروهایمان درهم گره خورده نبود لبخند هایی سرد و بی روح،آن هم از سرِ اجبار وحفظِ آبرو برلبانمان نقش نمی بست برای روزهای از دست رفته غصه نمی خوردیم و از روزهایِ نیامده واهمه نداشتیم متادامه مطلب

برچسب: ژنهایی,نبود, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:31

این روزها در این مرزِ پر از همه چیز به جز گوهر،آدمهایی زندگی می کنند که تمام زندگیشان یک شو آفِ مسخره استآدمهایی که عوامِ تهی مغزِ جامعه[همان هایی که تمام شر و شورِ این روزگار حولِ محور جهل و نابخردی شان می چرخد]،هنرمند خطابشان میکنند. و بیچاره هنر... خاطرم هست عزت الله انتظامی در یک محفلِ سینمایی خطاب به جمعِ حاضر که ملغمه ای از تعداد کمی آدم درست و تعداد بیشماری خرده پایِ مدعی بود گفت که هنرتانادامه مطلب

برچسب: هنرِ,نداشته, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:31

افغانها مظلومندمظلوم تر از آنچیزی که فکرش را میکنی آنها نه در دیارشان که در لباسشان هم غریبند چه لیلی و مجنونهایی که جدا از هم روزگار میگذرانند و با یادِ هم شب را سحر میکنند و به امیدِ هم! اصلا داستانِ افغانستان و مردمِ محجوب و مهجورش خودِ تراژدی است افغانستان در سر تیترِ خبر مطبوعات هم مظلوم است مثلِ همین امروز که به ماتم نشسته و هیچ کس عینِ خیالش نیست بزرگی میگفت: تو با ظلم مخالفتی نداری،تنها ادامه مطلب

برچسب: افغانستان,عشق,جنگ, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:31

محسنِ عزیز

تو اسطوره ی نسل من خواهی ماند

شرم میکنم در مقابلِ نگاهِ معنادارت وراجی کنم

فقط یک چیز در دلم مانده که باید بگویم:

میخواهم از تمامِ مردمانِ این سرزمین که ناجوانمردانه و نابخردانه تو و امثالِ تو را به چیزهایی متهم کرده و میکنند بگذری،

دعایمان کن...

آخ از این نگاه...آخ

برچسب: نگاهت, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:31

همیشه در خانه راهی برای فرار از جر و بحث پیدا میشود.در این رابطه هرکس شیوه ی خودش را دارد و البته بسته به موقعیتی که در آن قرار میگیرد عکس العملِ خاصِ خودش را نشان میدهد. در خانه ی ما هم این چارچوبِ کلی برقرار است. مثلا خودِ من... هنگام بحث و مشاجره بعد از کمی اخم و تَخم(میتوانی ادا و اصول معنایش کنی!) به اتاقم پناه میبرم، در را قفل میکنم و ساعتها در اتاق میمانم حالا این که در این مدتِ نامعین قرادامه مطلب

برچسب: فرار, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:31

بعضی از آدمها تمام ناشدنی اند

انگار شکوهِ حضورشان را مرگ هم نمی تواند از بین ببرد

لبخند و غرورشان،لبخند و غرور مان است

اشک و حسرتشان هم اشک و حسرتمان...

بعضی از آدمها دشمنانشان را هم وادار به تحسین،تشویق و ادای احترام میکنند

حالا او امشب در آستانه ی چهل سالگی بهترین سنگربان اروپا است.

آقای بوفون

هیچ تماشاگری از گل خوردن شما خوشحال نمی شود

همین شما را بس...

برچسب: لوییجی, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:31

عادتهایی که باورمان شده!

حالا دیگر باورمان شده که هر از گاهی،جماعتی باید قربانیِ نابلدی های آن جماعت دیگر شوند.

گروهِ نخست آنقدر مهجور و سرخورده شده اند که یارای گریبان گیری و مطالبه گری ندارند.

گروه دیگر هم آنقدر وقیح و گستاخ اند که خود را بری از هرگونه خطا میدانند و به لفاظی های خنثی و بی اثر بسنده میکنند.

در این میان ما می مانیم و داغهایی که خرد خرد سویدایِ وجودمان را میسوزاند!

حالا نوبت دختران دانش آموز است...!

برچسب: عادت, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:31

شاید قرار بر این است که هر چندوقت یکبار،اسطوره ای از اساطیر،

از آن دوردست ترها بیاید،یقه ی مان را دو دستی بچسبد و با یک کشیده ی آبدار،

از خواب بیدارمان کند که بدجور خواب هایمان طولانی شده..


برچسب: مادر, نویسنده: لیلا امینی تاريخ: پنجشنبه 23 شهريور 1396 ساعت: 17:31

صفحه بندی